دوست پسر و دوست دختر و ...

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

یکشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٦

 

 

با سلام خدمت همه دوستان عزيز  

اميدوارم حال همگي خوب باشه  

براي اين پست يك آيه از قرآن كريم رو انتخاب كردم ؛ آيه اي كه اگر بهش اعتقاد كامل

 

 داشته باشيم جلوي همه گناهانمون رو بطور كامل سد ميكنه :

 

 

 

از طرفي اين آيه  تسلاي  خاطري هم هست براي اينكه يقين حاصل كنيم كار دنيا بي حساب و

 كتاب نيست

 

وهر كس دراين دنيا  فحشايي رو رواج ميده بزودي در اون سرا به سزاي عملش  خواهد رسيد .

 

من خودم شخصاً از اون دسته ازافرادي هستم كه با ديدن صحنه  گناه هوس گناه سر تا پاي وجودم رو فرا ميگيره .

 

 از طرفي درجامعه مفسد و خراب امروزه ما ؛ هر نوع فساد و فحشايي رواج داره و عملاً  پسرا و دخترا در زير سايه

 

 نام آزادي و تمدن ! ؛ هر كاري رو كه بخوان با هم انجام ميدن وباز بدتر از همه اينها بدعت گذاران در دين هم مثل حميد توكلي

 

 پست فطرت سعي بر  توجيه  اين فحشاي گسترده بنام دين دارن ؛ ولي با همه اين پليدي ها وجود آياتي از اين دست واقعا دلم رو

 

 آروم ميكنه ، چون وجود خداي عادلي رو در كنار خودم حس ميكنم كه برهمه چيزعالمه و خوب ميفهمه كه اون لحظه اي

 

 كه  در دانشگاه جلوي چشمام ؛ پسري دستش دور كمر دختري حلقه خورد بر من چه گذشت و چگونه ته دلم لرزيد

 

و من هم هوس گناه كردم  ...

 

 اين خدا شاهده كه دراون نيمه شب پاييزي 85 درقطار تهران مشهد ،  ؛ وقتي كه عقربه هاي ساعت عدد 2.5 بامداد

 

 رو نشون ميداد و من  ميخواستم براي رفع تشنگي پارچ خالي كوپه رو پر آب كنم ؛ چگونه در كمال  حيرت پسري رو ديدم كه

 

 از كوپه بغل دستي كه تماماً دختران دانشجوي دور از وطن ــ به بركت نظام اسلامي ــ  بودند  بيرون اومد و به كوپه كناريشان خزيد ...

 

 و او شاهده كه چگونه ته دلم تحريك شد كه هنوز تا سحر فرصت براي من هم هست .... !

 

اين خدا كاملاً آگاهه كه وقتي دخترا با مانتوهاي تنگ  و شلوارهاي چسب كه تمام اندامشون  رو بنمايش ميذاره در خيابانها

خود نمايي ميكنن در درونم چه غوغايي بر پا ميشه و چقدر از وقت و فكرم بايد صرف درگيري و خوابوندن

 اين  تحريكات شيطاني بشه .

 شايد خيلي ها با اين طرز فكر من مخالف  باشن اما من به اين خدا مي بالم و افتخار ميكنم كه 

حق بندگاني  رو كه دوست دارن

 

اطاعتش رو بكنن به بهترين صورت ادا ميكنه و جزاي افرادي رو كه در دنيا با رفتار واعمال ناشايستشون براي اين بندگان

 

 هر چند بسيار ضعيفش ( مثل خودم ) مزاحمت ايجاد ميكردن به بدترين صورت خواهد داد .

حالا هر كس كلاه خودش رو قاضي كنه كه در اين دنيا چه جور گناهي ميكنه و اين گناهش  چند  نفر رو تحريك به گناه ميكنه

 

  و با اين كارش  آيا تحمل عذابي وحشتناك  اون هم به اين صورتي كه ذكر شد رو داره يا نه .

والسلام علي من التبع الهدي

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

دوشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٥

 

 

سلام .

خيلي وقته كه ديگه حوصله نوشتن ندارم .

شايد علتش اينه كه ميبينم اوضاع جامعمون خيلي خرابتر از اين حرفاست ...

براحتي علائم آخرالزمان رو ميشه ديد ...

مومن از گوسفندش پست تر شده ...

دينداران بي حرمت و گناهكاران بر تخت عزت سوار ...

بوزينه هاي مفسد از منبرهاي  دين  بالا رفتن  و هر فسادي رو كه در نظر دارن به اسم دين پراكنده ميكنند ...

مثل حميد توكلي ...

علما  و دين مظلومتر  از هرزمان  در طول تاريخ ....

غيرت ؛ واژه اي فراموش شده ...

حيا ؛ چيزي كه فقط اسمش مونده .

اخيرا هم فيلم مستهجن و لجن يكي از بازيگران آخرين سنگ محك  رو زد

همه به هر قيمتي ميخواستن اين فيلم رو ببينن و بعد از اينكه ديدند با چه آب و تابي تعريف ميكردن و بحث كارشناسي راه مينداختن


 كه اين بوده يا نبوده ....

اما هيچ كس نگفت مساله اين نيست كه اين اون بازيگر بوده يا نه ....

مساله اينه كه شما دينتون رو حفظ كردين يا نه ...

اون ديني كه گفته لا دين لمن لا حياء له كي و كجا اجازه ميده كه چشم انسان به چنين صحنه هاي لجن و كثيفي باز بشه ...

همه بدبختي ما از اينجاست كه باور نداريم براي اين دنيا آفريده نشديم .....

حتما بايد مرگ طومار زندگيمون رو در هم بپيچه تا از خواب بيدار بشيم و تازه بگيم  خدايا ما رو به دنيا برگردون  تا براي


 آخرتمون كار نيك ذخيره كنيم ....

اما اونجا ديگه ديره ....     دير دير دير .

دلم خيلي گرفته است ...

اين شعر رو هديه ميكنم به هر انسان آزاده اي كه اجازه نميده  نفسش اسير پستي ها و ذلتهاي حيواني بشه .

 

سر سلسـله  مـــردم آزاد حسيـــن  است           آنكس كه  در اين ره سر و جان داد حسين است

مردي كه كه چو كوهي به برتيشه بيداد           دامـن بــه كمــــر بــر زد و اِستــاد حسين است

 

 

درسي بــه  بشــر داد  بدستـــــور الهي           درســــش عملـــي بــود ، نه كتبـــي ، نه شفاهي

آئيــن يــزيدي كـه بــري بود ز انصاف           ننمـــود بـــه تهــــديد و بــــه  تطميــــع  گواهي

 

 

در معركه دشمن چو به او خط امان داد           رد كرد و خروشان شد و در  معركه  جان  داد

ننهاد  بــه زنجـــير ستـــم گـردن  تسليم            حنجـــــر بـــه  دم  خنجـــر  بيــدادگــــران  داد

 

 

مردانــه در ايـــن معـــركه بنهاد قدم را            بر ضــــد  ستمــكار  بـــرافراشـــت  علــــم را

با نــيروي  يـــزداني  و با دست خدائي          بشــكســـت  بهـــم  قـــدرت و اركــــان  ستم  را

 

 

اعلاميــه از  قتــلگه  كــرب و بـــلا داد           بـــا زينــــب و سجــــاد  ســـوي  شــام  فرستاد

اين جمله زخون بود درآن نشريه مسطور         بايد بشـــــر از  قيــــد  اســـارت  شــــود  آزاد

 

 

او كـرد بــه نـوع بشــر اين قاعده  تعليم            كانـــدر ره آزادگـــي ازجــــان  نبــــود  بيــــم

ديگــر نهـــراسـد ز ستمكـــار ستمــكش            مظلـــوم  بـــه ظـــالم  نكنـــد  كــرنـش  تعظيم

 

 

هر وحشـــي ناكــس نـــزند كــوس تمدن          هــــر  كافــــر  ناحـــق   نــــزند   لاف  تديــّن

اشـــرار نگيــــرنـد بـــه  احرار سر راه          ناكـــس نفـــروشــد بــه كســــان نــاز و تفرعن

 

 

شــمشيـــر نباشد به كف  زنگي بد مست          خائــن نشــــود عــــالي  و عالــــي نشـود پست

                         باشد كه نبالنـــد و ننـــازند و نتــــــازند           اربـــاب زر و سيـــــم بـــه  افــــراد  تهيدست

 

                                           

 

          بر چيـــده شـــود قـــائـــده و رسم توحش         از مسنـــد حـــق دور شـــود قـــاضــي حق كش

از بيـــن رود منكـــر و معــــروف  بيايد         جاهـــل رهـــد از جهـــل ، چو عالم بزيد خوش

 

 

مردم همــه بـــا كـــافرو ظــالـم بستيزند           پوينــد ره  حـــق  و  ز  نــاحـــــق  بگــــريزند

كوبنــد همي سنگ الــم بــر ســر بدخواه          بــر فـــرق تبهكــــار ، همـــي   خـــاك  بريزند

 

 

 

اين حكم صريح است و بديه است ومحقق         چيره نشـود حـق كـش و كشتـــه نشــود حق

 بيدادگــري  را اثـري نــيســت بـه عالم          زنــده اســت حسيــن بــن  علي آن حق مطلق

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

شنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٥

 

لعنت خدا بر بدعت گذاران در دین

سلام .

 

قبل از هر چیز فرا رسیدن ماه شعبان و اعیاد عظیم این ماه  رو خدمت شما تبریک میگم

* * * * * * * * * * * * * * *

 

شاید شما هم تا کنون با افرادی برخورد کرده باشین که  با تمام وجود  از دین بدشون میاد . طوریکه وقتی نظرشون رو درباره دین جویا میشی ،  با بی احترامی از دین یاد میکنن و بدترین افراد رو دینداران معرفی میکنن .

 

در این جور افراد یک حس نفرتی نسبت به دین برانگیخته شده که باید دید این حس نفرت علتش چیه  .

 

یکی از عللی که افراد زیادی  رو از دین متنفر میکنه ؛ مشاهده رفتار غیر انسانی از طرف افرادی هست که مدعی دینداری هستند .

 

راه دوری نمیرم و بعنوان مثال از یکی از مباحث دینی یاد میکنم  که اخیرا  توسط عده ای از  فرزندان شیطان ـــ  که مدعی دینداری هستند ـــ   آنچنان  با تحریف و وارونه  جلوه شده که باعث تنفر افراد بسیار  زیادی از دین شده :
اخیرا یک شخص حرامزاده بنام حمید توکلی با استفاده از فضای امنی که دولت   برای توهین به مقدسات ایجاد کرده ؛  شروع به ایجاد وبلاگهای ننگین و شرم آوری تحت عناوین ازدواج موقت کرده و تا هم اکنون اعتراضها برای بسته شدن وبلاگهای ننگینش هیچ گونه اثری نداشته .

 

این شخص ملعون ،  دین پیامبر رحمت  را ، که دین پرورش و تعالی روح انسانهاست  و دینی است  که در آن برترین افراد با تقوی ترین افراد هستند ؛ آنچنان وارونه جلوه داده که هر شخص نا آشنای به دین را  برای همیشه دین زده میکند .

 

 

در بیان این تحریفگر ملعون ؛  نزدیکترین افراد به خداوند ، شهوت پرست ترین و هرزه ترین افراد هستند .

 

در بیان این مادر به خطا ؛ خداوند ،  انسان ؛ این اشرف مخلوقات را همچون الاغی خلق کرده که بخورد و بخسبد و هر جا که شهوتش غالب شد آمیزش کند و با این کار علو درجات را در دنیا و عقبی از آن خود کند !!!!!!

 

در بیان این ملعون پست فطرت که با زرنگی خاصی خود را میخواهد شیعه امیرالمومنین جلوه دهد و اینگونه به اسم امیرالمومنین ؛ به دین ضربه بزند این کلام امیرالمومنین هیچ جایگاهی ندارد که فرمودند :

 

(( به دنیا نیامده ایم تا همچون چهارپایان به فکر امور حیوانی باشیم .))

 

حمید توکلی ؛ این مادر به خطای بی غیرت در طول مدت فعالیت ننگ آورش تهمتهای زیادی را بر دین وارد کرده و کسانی که‌ با دین نا آشنا  باشند در برخورد با افکار پلید این حیوان صفت دو موضع میگیرند :

 

یا همسو با آن ملعون به اسم دین  وارد گود گناه میشن
و یا از هر چه دین و دیندار برای همیشه بیزار میشوند .

 

هدفم از زدن این پست اینه که امثالی مثل حمید توکلی زیاد هستند و این ما هستیم  که باید با بالا بردن آگاهی و سطح شعورمون نه تنها فریب حرفهای کثیفشون رو نخوریم که با رسوا کردن ذات پلیدشون نگذاریم تا به مقاصد شومشون برسن و جماعتی زیاد رو برای همیشه از دین جدا کنند .

 و اما گوشه ای از فضاحت و رسوائی آن حرامزاده :

 

حمید توکلی ؛ اون خوک بی غیرت ؛ با پیدا کردن تعدادی مجتهد نمای بی دین که در طول تمام دوران تاریخ  بوده و هستند ؛ عملا داره دختران و پسران پاک رو به اسم دین به زنا میفرسته . 

 

من میخوام از چند جهت  اون حرومزاده رو رسوا کنم  تا حداقل به سهم خودم آنچه رو که وظیفم بوده انجام داده باشم و در این راه امیدوارم کسانی که   با دیدن افکار این حرامزاد ه ؛ دیدشون نسبت به دین تیره شده ؛ نظرشون عوض بشه و باور کنند  دین اسلام دین شهوت پرستی و لجام گسیختگی نیست .

 همونجوری که ذکر شد ؛ حمید توکلی در راستای اهداف شومش  با پیدا کردن چند مجتهد نمای دین فروش ؛ احکامی  ننگ آوررو ازشون بنمایش در آورده که به موجب این احکام شیطانی ؛  اجازه زنا به دختران و پسران به نام دین داده شده .

 

 

.

 

به این صورت که عده ای از دانشگاهیان بی دین ؛ ضمن بیان این واقعیت که در دانشگاه های ایران فساد غوغا میکنه ؛ خواستار حکمی شدن که  فساد و روابط جنسی حرام بین دانشجویان ، توجیه بشه ... .

 

تمام حرف من اینه که آدم اگر گناه هم میکنه اونقدرپست نباشه  که گناهش رو به اسم دین توجیه کنه .

 حداقل اقرار به گناهش داشته باشه .

 

کسانی که در پی توجیه گناه هستند هیچ اعتقادی به معاد ندارند و موجّه جلوه دادن گناه رو فقط برای حفظ موقعیت دنیایی خودشون میخوان و اصلا هم اهمیتی نمیدن که در آینده افراد بسیار زیادی با این توجیه  غلط اونها راه گناه رو خواهند رفت

 

خلاصه اینکه در  حکمی کثیف ؛ توسط مجتهد نما؛  اجازه ازدواج موقت را به دختران باکره  ؛ بی اذن پدر میدهد .

 

و این یعنی اجازه فحشا ؛ اجازه زنا و اجازه افسار گسیختگی ؛ آن هم به اسم دین ... .

 

واقعا جای اینگونه احکام  در کربلا خالی بود تا حداقل شمر هم توجیهی در شهادت حضرت حسین علیه السلام داشت....

 

اما نه  ؛ از این دست به ظاهر عالمان دین ،  در آن  زمان هم  بوده اند و  به جای اینکه در برابر فساد یزید بایستند

حکم بر قتل حسین بن علی دادند .

 

و اکنون شاهد آن هستیم که به جای حکم به  تفکیک سازی بین دختران و پسران در دانشگاه های ایران ؛ به جای ایستادن در مقابل فساد ؛ و در عوض  امر به حفظ حجاب و حیا و عفت ؛  خیلی راحت گردن دین را میزنند و دختران و پسران را به اسم دین به زنا میدهند .

 

من خودم به شخصه با دیدن این حکم ننگ آور خیلی عصبانی شدم اما در ذات پاک اسلام هیچ شکی نداشتم ؛ بنابر این به خراب بودن ذات کسی که این حکم رو داده یقین پیدا کردم

 اما چه میشود کرد که خیلی ها با دیدن این حکم کثیف ؛ باورشان شد که این حکم از ناحیه اسلام صادر شده است و واقعا با تنفر از اسلام رویگردان شدند .

چون قبلا خوانده بودند که اسلام در همه حال امر به راستگویی کرده است (حتی اگر به ضرر انسان باشد )

چون اسلام را دینی یافته بودند که در آن احترام به پدر و مادر واجب و امر پدر بر فرزندان واجب است  .

 

چون در اسلام مرد بی غیرت مورد لعن امیرالمومنین واقع شده است

 

 

 

و حالا با دیدن حکم این مرجع نمای نامرد ؛ هر چه نیکی در اسلام دیده بودند برایشان تیره شد زیرا :

 

دختران اجازه دارند به پدرانشان دروغ بگویند

 

احترام پدر و حرمت پدر برای همیشه شکسته می شود

 

و با این حکم ننگین ؛  غیرت برای همیشه به خاک سپرده می شود و مردان غیرتمند باید از غصه دق کنند که همسرشان در حالی که دختر بوده چندین و چند دست در دست  هوسرانان چرخیده است و ....

 

من در اینجا ضمن تاکید بر آثار شوم این حکم پلید ، که باعث  رواج فساد و فحشا و مرگ  انسانیت و عشق و غیرت میگردد    مستندترین  دلیل را  بر رد افکار شوم و پلید حمید توکلی و دار و دسته مفسدش آورده ام :

 

 

تصویری که در زیر ملاحظه میکنید متن اسکن شده  از کتاب توضیح المسائل حضرت آیت الله العظمی سیستانی میباشد .

 

 

 

 

 

 

 

همانگونه که ملاحظه میشود  طبق فرموده مرجع عظمی حضرت آیت الله  سید علی  سیستانی ؛ هیچ دختر باکره ای  هر چند رشیده باشد اما  بدون اذن پدر یا جد پدری  نمیتواند به عقد هیچ پسری در بیاید .
در ادامه معظم له ، حتی عقد  دختری را هم که امور زندگیش را خودش میگرداند بنا بر احتیاط واجب وابسته به اجازه پدر یا جد پدری دانسته اند .

 

بنابر این در قدم اول همانگونه که مشاهده میکنید ؛ معظم له بدون حتی احتیاط عقد دختر باکره رشیده را فقط با اذن پدر یا جد پدری دانسته اند .

 

همچنین میدانیم با وجود اعلم ( که در اعلمیت آیت الله سیستانی  ) شکی نیست ؛ تقلید از غیر اعلم حرام است .

 

بنابراین با وجود حکم آیت الله سیستانی ؛ حتی اگر آن مرجع نماها بر فرض محال مرجع هم باشند ؛ حکمشان فقط برای خودشان سندیت دارد و لا غیر .

 

بنابراین به فرموده آیت الله سیستانی ؛ هیچ دختری نمیتواند بی اذن پدر یا جد پدری به عقد پسری در آید و تمامی عقدهای بی اجازه پدر یا جد پدری عین زناست . 

 

   برای دختری هم که باکره و رشیده و خود  امور زندگیش را و مخارجش را در دست دارد  ؛ هر چند حکم معظم الله احتیاط واجب است ؛ اما  قسم یاد میکنم که در این مورد نمیتوان به ان مرجع نماها مراجعه کرد .

 

خلاصه اینکه اگر پسر و دختر باکره ای فریب یاوه سرایی های  حمید توکلی  رو خوردند و   بدون  اذن پدر دختر  ؛ در حقیقت با هم رابطه نامشروع داشتند از خواب غفلت بیدار بشوند   و از کارشان توبه کنند که خدا ارحم الراحمین است .

 

به امید به درک رفتن حمید توکلی و کسایی که بهش خط میدن و کسایی که حمایتش میکنن .

 

و باز هم به تمامی کسانی که با دیدن وبلاگ اون ملعون از دین زده شدند عرض میکنم ؛ دین اون چیزی نیست که اون ملعون گفته  .

 

در خاتمه برای بیداری مسئولین نظام که چشم و گوششان رو بر پایگاه های شیطانی حمید توکلی حرامزاده بسته اند ؛ چند نمونه از ؛ جدایی افراد رو از دین ؛ به خاطر دیدن وبلاگ اون ملعون میارم باشد که  در خانه فساد بسته گردد :

 

[ web | email ] رضا

اینو بدونید اگه هیچکاری هم نکرده باشید ؛ لااقل با اینکار کثیفتون ، منیه نفر رو که از دینم برگردوندید.والبته ایمان خیلی از مردم دیگه رو هم ضعیف کردین.خدا ازتون نگذره.نمیدونم چطور میخواهید جواب خدا رو بدید. این خاطراتی رو که  نوشتید چیزی نیست الا ترویج فحشا و ازاد و رها کردن امیال حیوانی. وگرنه چرا دختر که اسمش رو طلبه گذاشته میگه من تا حالا 23 بار ازدواج موفت داشتم و یا اون یکی میگه حالا که شهوتم خالی شد و لذت نزدیکی رو کشیدم ، در دینم استوارتر شدم و نمازم رو بهتر از قبل میخونم!!! یعنی اگه اینکار نمیشد و از نظر دین ممنوع بود که دختر 13 ساله بدون اجازه ننه باباش بره با هر نره خری بخوابه، دینمون بد و ناقص میشد ولی حالا که اینطوره دین خوبیه!!!!؟؟؟ آره؟؟ پس جایگاه حب نفس و اراده و خویشتن داری کجاست؟؟؟ پس براحتی میشه رفت تو خیابون و دست یکی رو گرفت و آره....
صد رحمت به غرب و غربیها . لااقل کارهای حیوانیشون رو با دین موجه نمیکنن و راحت میگن که دلمون و نفسمون رو آزاد گذاشتیم. نه اینکه دینمون هم اینطوری میگه.
در آخر باز هم عرض میکنم شما با این کارتون خیلی از مردم رو از دینشون برگردوندید و ایمانشون رو ضعیف کردید.
اقای توکلی، شما راضیید که دختر باکرتون رو با چندین و چند پسر (در زمانهای مختلف) ببینید . اگه اینطوره که وای بر شما!!!
خدا شما رو براه راست هدایتتون کنه.
فکری هم برای اون دنیاتون بکنید.

چهارشنبه 17 خرداد ماه سال 1385 ساعت 04:07 AM

 

[ web | email ] بهروز

سلام ، نمی دونم چی باید گفت شماها تا دیروز فرهنگ منحط غرب و بوق و کرنا می کردین ولی حالا به کثافتکاری افتادین . غربی ها می گن وقتی پسر و دختر عاشق هم شدن اشکالی نداره روابط جنسی هم داشته باشن . شما چی میگین ؟ هر کسی که قیلی ویلی شد بیاد بره یه دختر یا یه مرد پیدا کنه کارش رو تموم کنه و بره . می بنید که غربی ها خیلی از این تفکر شما جلوترند شما فاحشه گری را تبلیغ می کنید اونا عشق انسانی که البته می تونه به لذت جنسی هم برسه . خیلی از اون روابط جنسی غربی ها و آزادی جنسی اونا به ازدواج می رسه ولی این کاری که شما تبلیغشو می کنید چی ؟ کدوم پسر در ایران حاضره با دختری که بارها و بارها به این شکل کثیف صیغه شده ازدواج کنه ؟

 
web | email ] مهرنوش
ایوووووووووووول!!! می بینم که شاخک های تمام برادران و خواهران مسلمان شروع به فعالیت اسلامی کرده و چشمشون در جستجوی یار سفر کرده در تمام وبسایت ها و چت روم ها دوووودووو میزند و ندایی آسمانی در گوششان طنین افکنده که بیاااااااا در آغوووش اسلااااام که متبرک است و عزیز و جمیل!!!!   خوشم میاد که همتون ...تر  از او کسایی که از فرط بدبختی تن فروشی می کنن! صیغه کنید و صیغه بشید و به هر اورگاسمی که رسیدید متراژ قصرتون در طبقه ۷ بهشت را به خداتوون اعلام کنید! خدا جونتون حتما ۲برابرشو تقدیمتون می کنه!   خدا قوت...ایشالا هیچ وقت نا توان جنسی نشین که امورات عشقولانتون تعطیل نشه آبجیا و داداشای مخلص! خدا قوت!!!ْ

 

  

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٥

 

 

 

با سلام خدمت دوستان عزيز ؛ اميدوارم حال همگي خوب باشه 
از همه دوستاني كه با نظراتشون من رو دلگرم ميكنن ممنونم .
اما چند  نظر در پست قبل بود كه  لازم ديدم  در اين پست به اونها اشاره كنم يكي از اون نظرات  اين سوال بود كه  دوست دختر شرعي كو ؟
در جواب بايد گفت  در اسلام چيزي بنام دوست دختر شرعي نداريم .
اسلام تنها و تنها رابطه اي رو كه با دوستي و معاشقه بين پسر و دختر همراهه   مجاز ميدونه ؛ ازدواجه ...
بنابر اين در اسلام هرگز دنبال دوست دختر شرعي نگردين چون نيست .
در ضمن براي ازدواج با دختر ( چه دائم و چه موقت  ) اجازه پدر دختر واجبه 
پس يك وقت اين توهم ايجاد نشه كه ميشه با دختري ازدواج موقت كرد بدون اينكه پدرش آگاه و راضي باشه چون اين كار مثل رابطه با نامحرم و  تماس جنسیش عين  زنا و کلا عمليست حرام .

من به اين دوست عزيز عرض ميكنم  به جاي اينكه دنبال دوست دختر باشين و گناه ؛ با يك دختر خوب و مومن و نجيب ازدواج كنيد و هم دينتون رو حفظ كنيد و هم به زندگيتون سر و سامون بدين و هم يك يار وفادار و هميشگي داشته باشين .

اما شخصي به نام اشكان خلاصه نظراتش اين بود كه :
اولا :  خداوند در قرآن هيچ اشاره اي به حرام بودن دوستي بين پسر و دختر نكرده . دوماً : تماس بدني يا نگاه كردن در صورتي حرومه كه از روي شهوت باشه 
در جواب اشكان بايد گفت: 
 اولا  اگر چشماتون رو باز كنيد خداوند بارها و بارها در كلام الله مجيد  به ممنوعيت اين رابطه اشاره كرده كه من فقط دو نمونش رو برات ميارم ؛ بقيش رو خودت برو بخون :

 سوره نور ؛ آيات 30و 31 :

به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند، كه اين براي آنان پاكيزه‏تر است‏، زيرا خدا به آنچه مي‏كنند آگاه است‏ و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را [از هر نامحرمي‏] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند، و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش‏] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بي‏نيازند يا كودكاني كه بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند؛ و پاهاي خود را [به گونه‏اي به زمين‏] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مي‏دارند معلوم گردد. اي مؤمنان‏، همگي [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.

همچنين در سوره احزاب آيه 32 خداوند صراحتا فرموده است زن در برابر مرد نامحرم نبايد به نرمي و هوس انگيز سخن بگويد .

 همينجوري كه ميبينم  خداوند حتي  به طرز راه رفتن زنها  هم اشاره كرده كه نبايد براي نامحرم جلب توجه كنه ...
به طور قطع در  دوستي بين زن و مرد حتما نرمش  و عشوه  هست كه همونجوري كه ديديم طبق آيات سوره نور و احزاب اين روابط به شدت نهي شده . 

دوما :  در اعتقادات تشيع كلام معصوم كلام خداست و قرآن بدون عترت يعني هيچ ؛ مسلما تمام احكام در قرآن نيومده و بعضي از احكام كلي گفته شده و  فقط پيامبر و معصومين ميتونن احكام ناگفته رو بيان و يا تفسير كنند و   يقينا كلامشون كلام خداست .
بنابراين اگر امام معصوم  امر به حرام بودن كاري كرده باشند يقينا براي ما حكم حرام رو داره ؛ چون كلام معصوم معيار عمل ماست .
اين رو مسلم بدونين بسياري از احكام در قرآن نيومده اما  امامان ما كه قرآنهاي ناطقند  بنا بر علم الهيشون احكامش رو براي ما گفته اند .
در مورد حرمت  روابط بين پسر و دختر حتي اگر در قرآن بهش اشاره اي نشده بود ولي احاديث بسيار زيادي  از  معصومين داريم كه اين روابط رو منع كرده اند و همين براي ما ملاك عمله .
من در پستهاي قبل احاديث بسيار زيادي از معصومين در منع دوستي بين پسر  و دختر آوردم كه اگر بخواين ميتونيد در آرشيو جستجو كنيد .

سوما :  حتي  اگر شما از نظر جنسي مورد داشته باشي و حتي با لمس بدن دختر هم تحريك نشي اين دليلي نميشه تا با نامحرم در ارتباط باشي حتي بصورت  لفظي .

چون اين دوستي  ذاتا حرامه .

بعنوان مثال عرق خوردن ذاتا حرومه ؛ چه تحريك بشي و يا نشي .
بنابر اين يك انسان دائم الخمر حتي اگر با يك ليوان هم مست نشه اما چون عرق خورده شامل عذاب خداست . امثال افكار شما خواستار حضور زنان در ورزشگاه آزادي بودند و ميگفتند زنها با ديدن اندام لخت مردان تحريك نميشند .
اصلا گيريم كه تحريك  نميشن اما بالاتر از همه چيز حكم خداست كه فرموده : ديدن بدن  لخت نامحرم حرومه ( چه تحريك بشي و يا نشي )
ببين دوست من ؛ خيلي صاف و ساده بايد بهت بگم دين داشتن يعني قبول بندگي .
اگر بنده اي ؛  اما و اگر رو بايد بذاري كنار ...
مطيع امر خدا باشي وهمه فرامينش رو حتي اگر به مذاقت خوش نياد اطاعت كني
اگر هم بنده نيستي آزادي  هر جوري كه دوست داري  عمل كني . 

در آخر هم به آقا بهنام عزيز توصيه اكيد ميكنم اگر توان پرداخت مهريه اي رو نداري هرگز قبول نكن .
چون خدايي نكرده ممكنه در آينده بد ببيني .
مهريه  عند المطالبه هست  و حقي  مسلم براي  زن   كه اگر زنت در آينده ازت بخواد بايد بتوني پرداخت كني والا زنت ميتونه روانه زندانت كنه .
اتفاقا چند وقت پيش يكي از دوستام با مهريه خيلي زياد ۵۰۰ تا سكه با دختري عروسي كرده .
حالا روابط بهم خورده و كار به طلاق كشيده و بايد ۵۰۰ تا سكه رو پرداخت كنه درسته براش قسط بندي كردن اما هر چي هم كار كنه بايد ماهانه تقديم زن سابقش كنه .
ايشالله كه هيچ زندگي رنگ و بوي طلاق رو به خودش نبينه

تا بعد خدا نگهدار  

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

دوشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٥

 

 

با سلام خدمت دوستان عزيز

اميدوارم ايام به كام باشه .

امروز از يك  ديد ديگه ميخوام راجع به دوستي بين پسر و دختر نگاه كنيم .

اعمالي  كه ما در اين دنيا انجام ميديدم از نظر دين به چند دسته تقسيم ميشن .

واجب ؛ حرام ؛ مكروه و مستحب .

اما مكروه و مستحب مواردي هستند كه هر چند رعايتشون باعث رضايت بيشتر خداست اما عدم رعايتشون هم هرگز موجب خشم خدا نميشه .

اينكه انسان در سحرهاي ماه رمضان بلند شه و دعاي ابوحمزه  بخونه ؛ يا  قرآن ختم كنه  از نظر خداوند داراي ارزشه اما اگر همون شخص اين اعمال رو هم انجام نداد هرگز خدا رو خشمگين نكرده .

ولي يك سري كارها هستند كه انجام دادنشون ( محرمات ) يا عدم انجامشون ( واجبات ) باعث خشم خدا ميشه و جهنم هم گوشه اي از خشم خداست ...

با اين مقدمه به اين مطلب مهم  اشاره ميكنم كه تمام پسراني كه با دختري به طور غير شرعي معاشقه دارن حداقل از دو جهت  شامل عذاب خدا ميشن :

اولا بخاطر اينكه بر خلاف دستورات الهي و آيات قرآن با نامحرم درارتباط هستند

پس در اولين قدم بخاطر  انجام محرمات  .

دوما بخاطر انجام ندادن واجبي كه قبلا براشون واجب نبوده ولي الان واجب شده و اون هم ازدواجه .

پس در دومين قدم بخاطر ترك واجبات .

شايد بگين ازدواج كه امري مستحبه و نه واجب ....

درسته ؛ اما دين گفته تا زماني مستحبه كه پسر در گناه نيفته .

به مجرد اينكه پسري ببينه كه چون زن نداره داره گناه ميكنه ( مثل همين فسادي كه امروز به اسم عشق در بين پسر و دخترا رواج داره  ) دين اسلام بهش گفته بايد  ازدواج كنه و ازدواج براي اون پسر حالت وجوب ميگيره .

بنابر ابن  پسراني كه با دختراي مردم در معاشقه اند از دو جهت عذاب ميشن :

اولا انجام عمل  حرام ( دوستي و معاشقه با نامحرم )

دوما ترك عمل واجب ازدواج ( كه قبل ازاينكه به گناه بيفتند برايشان واجب نبوده )

و بدبخت كسي كه بخاطر اين چند روز دنيا عذاب جاويدان آخرت رو براي خودش بخره ....

يقينا اونجا معلوم خواهد شد كه اين همه دم زدن از عشقهاي پوشالي شراره هاي شهوت و گناهي بوده  كه آخرتشون رو سوزانده و خاكستر كرده و اونجاست كه معلوم خواهد شد چگونه اين هوسبازان مثلا عاشق همديگر رو در آتش خشم خدا ( جهنم ) به باد فحش و ناسزا ميگيرند و دختر؛ پسر رو سبب بدبختي خودش معرفي ميكنه و پسر برعكس و البته التماسها براي رهايي از دوزخ بي فايده است كه دنيا يك بار و آخرت هم يك بار ... .

چون خداوند صراحتا فرموده است كه به ضجه هاي جهنمين و تقاضاهايشان براي بازگشت به دنيا و انجام اعمال صالح و ترك روابط حرام توجهي نميكند و در جواب اهل آتش ميفرمايد  : كــــلّـا ( هرگز )  . 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٥

 

 

 

 

با سلام خدمت دوستان

امیدوارم  سلامت باشین .

در این مطلب و مطالب  قبلی آیاتی  از کلام  خدا رو آوردم که بیانگر این هستند که زندگی در این دنیا نه تنها هدفمنده که در عوض هر کاری هم ؛  ثواب و عقابی هست ...

اما با وجود این عده ای خودشون رو به نفهمی میزنند تا گناهشون رو توجیه کنند ؛ مثلا در پست قبل یه نفر  برام نوشته بود :

مگر خدا جلاده که از يک طرف دختر به این زیبایی و لطیفی  رو خلق کنه و از طرف ديگه پسر رو اینقدر عاشق جسم اون دختر بکنه و از آخر سر هم بگه عشق بازی  ممنوع ؟

البته میشه فهمید افکاری از این دست از کجا سرچشمه میگیره ...

از صادق هدایت ها ...

از فرویدها ...

و ....

من آیات این پست و پست قبل رو مخصوصا آوردم تا جواب همه کسانی که میخوان گناه رو  توجیه کنند بدم  .

در آیه 16 سوره انبیا ، خداوند صراحتا بیان کرده این دنیا رو برای سرگرمی خلق نکرده ( چون ذات خدا مبری از نیاز به سرگرمی هست )   بلکه این دنیا هدفمنده .

اما هدف از این خلقت معادی هست که در آنجا همه محشور میشند و هر کسی به سزای عمل خودش میرسه .

در حقیقت این دنیا یک آزمون هدفمنده .

در یک آزمون هم باید شرایط انجام کار درست ونادرست فراهم باشه ...

بنابر این اگر میبینیم شمر سر امام حسین رو میبره ؛ اگر خدایی نکرده دستمون در  دست دختر نامحرمی هست و غیره ؛  اینها نه به خاطر این هست که خدا از این کارها راضیه ؛ بلکه به خاطر اینه که ما در این آزمون  چند روزه دنیا که دارای اختیار هستیم ـــ تا راه غلط یا درست رو  انتخاب کنیم ــــ ؛ راه غلط رو انتخاب کرده ایم .

پس  اینکه خدا اینقدر یک پسر رو عاشق جسم دختر کرده دلیل بر این نیست که اجازه داده که با هم بطور غیر شرعی  در ارتباط باشن .

بلکه این آزمایشی هست تا مشخص کنه کدوم طرفی هستیم ؛

مثل عمر سعد ؛ دینمون رو به دنیا بفروشیم  و با نامحرم در تماس باشیم یا بر عکس  مثل حرّ  آخرتمون رو بر دنیا  ارجحیت بدیم و با همه اینکه دوست داریم با دختر مردم معاشقه کنیم چون خدا منع کرده ، ما هم این کار رو تحریم کنیم .

بنا بر این کاملا  منطقی هست که انسانی که در این دنیا با اراده کامل به سمت بدی یا خوبی رفته در اون دنیا جزایی متناسب با عملش بگیره .

چون اگر اراده در کار نبود خدا ظالم بود اگر ميخواست کسی رو در آتش بسوزونه ( چون در این فرض هيچ کس از روی اختيار گناه نکرده بود ) 

اما خداوند ظالم نيست و جهنم خداوند  نه تنها ظلم نیست که عین عدل و انصافه ....

اما در مورد اینکه خداوند سخت در کمینه باید گفت خدا مثالی زیبا برامون زده  ...

و اون هم مثال صیاد و شکاره .

یک صیاد تیز چشم و بسیار ماهر ( صرف نظر از اینکه بخواد شکار رو صید کنه  یا نه ) تمامی حرکات شکار رو زیر نظر داره و کاری نیست که صیدش انجام بده و صیاد نبینه .

در اینجا هم  منظور از عبارت خداوند سخت درکمين است ، این نیست که خدا منتظره تا ما دست از پا خطا کنیم وهمونجا نفسمون رو بگیره ..

بلکه منظور اینه که خدا بر تمامی اعمال و افکار و حرکات و آنچه که بر دل و جسم و روحمون  میگذره آگاهه .

هیچ حرکتی و هیچ نیتی و هیچ عملی از سوی ما نیست که خدا بر اون آگاه نباشه .

این آیه داره داد میزنه که : بترسید از گناه که آنکس که شاهد است حاکم خواهد بود ....

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥

 

 

 

    اين شنيدم که شبی  بر سر  مد

                   دختری  با  پدرش بود به جنگ

پدر از روی نصيحت می گفت

                   که  مکن پيروی  از راه  فرنگ

مرو از خانه  برون   بی چادر

                   بر تن خويش  مکن  دامن  تنگ

ای بسا گرگ که در جامه ميش

                  بهر   صيد   تو   نوازد   آهنگ

نکنند اين  دغلان   از  دغلی

                   بهر اغفال تو يک لحظه  درنگ

دختر  از روی  تعرض  گفتش

                   آنچه گوئی تو بود جمله جفنگ !

باش خاموش  و دگر  ياوه مگو

                   که تو  پيری  و بری از فرهنگ

مدتی  شد  سپری  زين جريان

                   تا که يکشب پسری گوش بزنگ

 با   سخــنهای   زيبنده   عشق

                   با  بيانات  دل انگيز  و  قشنگ

همچو  آهو به سخن رامش کرد

                   از  ره حيله  چو روباه  زرنگ

گوهر  عفت او  را  زد  و برد

                    کرد   دامان وی آلوده  به  ننگ         

همچنانی  که  به  خود  می باليد

                     زير لب زمزمه کرد اين آهنگ

صيد  با پای خود  افتاد  به  دام 

                    مرغ با ميل خود افتاد  به چنگ

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥

 

 

 

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

سه‌شنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٥

 

اين پست فقط راجع به يک سگ هار است

 

خب علیرضای حرومزاده ....

سگ هار اینترنتی  ....

قبلا گفته بودم که تو يک سگ هار بیشتر نیستی   و در هر صورت
( چه به خودت رهات کنن و چه بخوان دورت کنن ) تو  عر و وقت رو میکنی ... .

منتهی هر بار با یک اسمی ....

اینبار با اسم ( یک بنده خوب خدا ! )

اما ای علیرضای  حرومزاده !

ذات خبيثت  در پشت هیچ اسمی مخفی نمیمونه ....

زورو ؛ کییون ؛ رهگذر ؛ و حالا هم ( بنده خوب خدا ! ) همه حکایت از یک پسر بچه

لواط دهنده به نام عليرضا دارن ....

من که میدونم دردت چیه .....

از اینکه دین بهت اجازه نمیده تا لواط بدی این قدر داری میسوزی ...

از اینکه نمیتونی بطور آشکار و در  معرض ديد همه ؛ خواهر و مادرت رو زیر دست بقیه بفرستی میسوزی  ....

از اینکه خدا گفته انسان باید انسان باشه و تو میخوای حیوون باشی میسوزی ...

پس بسوز ای حرومزاده ....

هر چقدر میتونی خودت رو جر بده ...

عر و وق بزن ....

یک روزی هم میرسه که همه عر و وقهات تموم میشه ...

********

میدونی سگ هار ....

تو حتی اون قدر جرات نداری که آدرست رو در دنیای واقعی به من بدی ...

و اونقدر پستی و ترسو که فقط جرات داری تو اینترنت زوزه بکشی ..

اون هم تو وبلاگهای ديگران ....

واقعا از همه جهت جميع پستی ها در تو  گرد اومده ... .

اين اوج پستی و حرومزادگی تو هست که با من مشکل داری

و به وبلاگهای ديگران توهين ميکنی ...

اما مطمئنن باش روزی که گیرت بیارم روز ندامت نیست ..

بالاتر از سیاهی رنگی نیست و قيمت به درک فرستادن تو رو حتی به قيمت

محکوم شدن خودم  میپردازم ....

آدرس وبلاگهایی رو که توهین کردی به  مرکز جرایم اینترنتی دادم .

به زودی ردت رو گیر میارم سگ هار ...

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

 

 

 

با سلام خدمت دوستان عزيز .

در اين چند روز با يک پسر احمق که متاسفانه ادعای دين داريش هم ميشه

و از اين طرف زير پای يک دختر رو داره خالی ميکنه خيلی حرف زدم ...

براش کلی آيه و حديث  در حرام بودن اينگونه روابط نوشتم ...

اولش ادعا داشت مسلمونه و امام حسينی ..

اما وقتی ديد خود امام حسين اين روابط  رو  منع کرده عوضی که اشتباهش رو

بپذيره و دست از سر دختره برداره شروع کرد به فحاشی ....

و تمام احاديث پيامبر و آيه های قرآن رو خرافات معرفی کرد ...

البته خدا خودش جزاش رو خواهد داد ...

من هم امروز همين يک آيه قرآن رو آوردم تا امثال اون هوسرانها

شايد از خواب بيدار بشن و جايی که يک نفر داره  اشتباهشون رو تذکر

ميده
از راه غلطشون برگردن نه اينکه شروع به فحاشی کنن !

آيه زير اشاره مستقيم به اراده انسان در انتخاب راه سعادت يا شقاوت داره

چون خداوند نعمت رو با فرستادن رسولانش بر انسان تمام کرد و راه و چاه

 رو کاملا
نشون داد ...

آيه زير عاقبت کسانی هست که دين خدا رو مسخره ميکنن و بر خلاف دين

هر آنچه که ميخوان انجام ميدن ..

آيه زيربرای کسانی هست که فکر ميکنن دين بازيچه دست اونهاست

و هر جوری که خودشون بخوان ميتونن عمل کنن

جالب اينجاست که برام نوشته بودن ما خودمون با هم کنار ميايم ...!

واين رابطه گناه آلودمون  به کسی مربوط نيست !

واقعا اين همه بی عقلی جای تاسف داره و رابطه ای که از پايه گناهه

چيزی نيست که بخواين شما اصلاحش کنين يا در اصطلاح با هم کنار بياين !

هر انکس نصيحت پذير نباشد به زودی هلاک ميشه ...

 

 

 پيام هاي ديگران ()

و خدا در كمين است ..

لینک ها

 

امکانات

لوگوي وبلاگ شما


و خدا در كمين است ..


وبلاگ های دوستان